تبليغاتX
...

...

گروهی فکر می کنند کسی هستند و بعضی کسانی هستند که فکر می کنند

مدت های نبودنم را به پای اصرار همیشگی مرگ بگذارید.

                   

 

                                  عین القضاة در ترافیک

نوع املاک من از مندرجات پدر است  خانه در خانه ی من شکل به اشکال زنی

حاوی سینه وسر- صورت و قدری شهوت - سهم مقیاس جهانبینی هکتار تنی

 

کفش ها در بغلم منتظر رفتن من - کتفم از شانه و زانو به خودش (مشکوک است)

زیر مقدار کمی لب که تو را بوسیده - روی یک میز توالت وزنی ترکمنی !

 

پخش ذرات هوا در جریانات زمین - محححو در حاشیه هایی که حدودی دارند

گونه هایی که پر از لذت قرمز شدن است × تور در آب و پا در تن قایق علنی

 

پرت کردند دوتا چشم به اندازه ی شک روی یک قاب که روغن به خودش می مالید

شرط بستند که شیطان زن خوش اندامی است = سر یک تکه لب و محتویات بدنی

 

که در این بین سر بحث به قطرش وا شد، صندلی قدرت چرخیدن خود را بلعید

کسر در وسعت یک صفر به اع/شار رسید ، زیر اعشار دوتا خودروی صفر وطنی

 

کورس در کورس به بلوار تجاوز کردند، در به در وا شد و یک آینه با سرعت نور

کعبه چرخید و از پرده ی خود بیرون داد = یک تبر با دو عصا مار به دستان علی

 

شیخ با قوم خودش زمزمه کردند که کفر در نهایت کمی از وسعت ایمان خداست

بهترین واقعیت زوج شدن در عین است، یعنی: ای دوست من از آن ِتو از آن ِ منی

 

فلسفه چاپ شد از حیرت افلاطون ها ، عشق در جامعه تبدیل به یک معضل شد

جنگ مقدار کمی  وقت به آدم ها داد        تا        رسیدند به راند دهم مشت زنی

 

لوله  ها لول  به  لول از لبه ی لولاها  لابه لا  لایه به  نزدیکی  باریک شدن

چشمه ها چشم به چشم  از تنشان چکیدند  به  شعور لزج برکه ی  شوم  لجنی

 

برگ در حین تنفس به کما رفت فرو، شاخه در شوق رسیدن به تبر پاسخ داد

خاک چسبید به اندام خودش تا ریشه در خودش سخت بپیچاند تنی در کفنی

 

آن شبی را که تو در شهوت یک اقیانوس تن به امواج ندادی و به ساحل مردی

آن شبی را که خدا حکم به تبعید تو داد    تا      تو باشی      که

                                                                از این فلسفه ها دل بکنی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:5  توسط عالین  |